خرید بک لینک

این اواخر که برای مداوا به خارج رفته بود پزشکان گفته بودند که این مغز به اندازه 700 سال کار کرده و تمام چروکهایش باز شده است دیگر هیچ علاجی برای آن است!با این حال تا زمانی که به کما رفت حواسشان سر جا بود و این را همسرشان به خوبی تأیید میکردند چرا که به دفعات ایشان را امتحان کرده بودند.

خاطرات عجیب و غریبی از ناگفتهها به علامه طباطبایی نقل شده است از شهادت شهید قدوسی، شهید بهشتی و دیگران تا دیدار ایشان با ائمه (ع) در مکاشفه با این حال علامه آنقدر تودار بودند که هیچ چیزی را تعریف نمیکردند. دختر ایشان میگوید که من نمیدانم مردم این چیزها را درباره علامه از کجا درمیآورند، ما خودمان از پدر نشنیدیم!

نجمه طباطبایی، دختر علامه تعریف میکند که هر شب بعد از درس و شام حاج آقا جلوس خانوادگی داشتند و این جلوس آنقدر برایشان شیرین بوده که اکنون آرزو دارند یک بار دیگر به آن دوران بازگردند و علامه برایشان از قصه پیامبران و بزرگان بگوید.

وی نقل میکند که علامه طباطبایی خیلی با محمدحسن (نوهاش) مأنوس بود زمانی که خبر شهادت محمدحسن را دادند سختم بود به علامه بگویم ایشان هم سختشان بود نزد من بیایند، شهید قدوسی گفتند که حاج آقا منتظر شماست من رفتم داخل اتاقشان و سلام کردم، نشستم و گفتم که «پسرم واقعاً شایسته بود». پدر تنها گفتند که «آفرین» دیگر نه ایشان چیزی گفت و نه من!

اینها بخشی از روایاتی است که نجمه سادات طباطبایی دختر ارشد علامه سیدمحمدحسین طباطبایی درباره پدر مطرح میکند.

برچسب: طباطبایی, نویسنده: آرتین سامانی تاريخ: شنبه 20 آبان 1396 ساعت: 1:36

صفحه بندی